مرکز آفرینشهای هنری معبر
مرکز آفرینشهای هنری معبر
دو شنبه 22 اسفند 1398برچسب:فونت زیبا, :: 17:12 ::  نويسنده : معبری به سمت خدا

قبل از مشاهده مطالب وبلاگ

  لطفا فونت های زیبای زیر را دانلود

و در سیستم خود نصب کنید

 
دانلود فونت های  زیبای وبلاگ ( دستنویس ، انتظار  و  میترا )

پس از دانلود ، فونت ها را از حالت فشرده خارج و در پوشه فونت ویندوز نصب نمایید.

دو شنبه 22 اسفند 1398برچسب:تحول در زندگی , دروس اساتید حوزه, :: 17:10 ::  نويسنده : معبری به سمت خدا

به نام خداوند بخشایشگر مهربان


  با سلام و خوش آمد به همه دوستان عزیز

 

مطالب وبلاگ

***معبری به سمت خدا*** 

با تلاش و همت چندین ساله  از دروس اساتید بزرگواری همچون

آیت الله جوادی آملی  ، آیت الله حسن زاده آملی ، علامه مطهری و ...

جمع آوری و تدوین شده

که در صورت خواندن دقیق و عمل به آنها به  خواست خدا

  *** تحولی در زندگی شما ***

ایجاد خواهد شد

و به شما کمک می کند تا برای خود معبری به سمت خدا بسازید.

 

      ضمنا اگه جایی از مطالب گنگ یا مبهمه

 

  و یا اشکالی توش هست حتما یادآوری کنین.

 

برای مطالعه آخرین مطالب و پست های آخر

به  بعد از 8 پست اول که بصورت ثابت قرار دارد مراجعه نمایید

تقریبا همون وسطای صفحه میشه !!!

 پیشاپیش از توجهتون بسیار متشکرم.

نظر هم یادتون نره

دو شنبه 22 اسفند 1398برچسب:بهشت یا جهنم, :: 17:7 ::  نويسنده : معبری به سمت خدا

مشخص کردن مقصد

 

 

    

به کجا می خواهیم برویم ؟  بهشت یا جهنّم ،

آیا می دانیم بهشت کجاست و چه نعمت هایی در آنجاست و یا جهنم کجاست و چه عذاب هایی دارد؟

اصلا ببینیم هر کدام چه جایی است و با شناخت تصمیم بگیریم و راه درست را انتخاب کنیم و برویم.

بدانیم که آتش جهنم صد ها بار سرد شده و به دنیا آمده ، یکی از آتشهای شدید که ما می شناسیم خورشید است که از آن فاصله بسیار دور می تواند پوست را بسوزاند و باعث گرمازدگی و حتی مرگ شود .

   حالا تصور کنید حرارت خورشید را صد برابر کنند و بخواهند ما را در داخل آن آتش عذاب کنند و بسوزانند (هنوز نزدیکش نشده باشیم خاکستر می شویم چه رسد به این که در داخل آن افکنده شویم)

((روزى رسول خدا، (ص)  ، نشـسته بود كه جبرئيل افسرده و محزون خدمت مباركشان رسيدند.

  پيغمبر فرمود: اى جبرئيل چرا افسرده و محزوني ؟

   گفت: اى محمد، (ص) ، چرا چـنـين نباشـيم در صورتى كه امروز گذاشته شد دَمهاى جهنم.

  پيغمبر خدا، (ص) ، فرمود: دَمهاى جهنم چه چيزي است ؟ عرض كرد: همانا به دستور خدا آتش هزار سال برافروخته شد تا سـرخ شد. بعد از هزار سال ديگر افروخته شد تا سفيد شد. پـس از هزار سال ديگر افروخته شد تا سياه شد و آن سياه و تاريك است.

  پس اگر يك ذراع از آن (يك ذراع فاصله مچ تا آرنج است) به دنيا بيايد، دنيا از حرارت آن ، ذوب مى شود ،  و اگر قطره اى از زقوم و ضريع آن در آبهاى اهل دنيا  بـچكد ، همه موجودات از مسموميت و بوي بد آن مي ميرند.

  پس رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) گريه كرد ، و جبرئيل نيز گريان شد.

 
پس خداى تعالى فرشته اى را به سوى آنها فرستاد ،كه عرض كرد: خدا به شما سلام مى رساند و مى فرمايد شما دو تن را ايمن كردم از اينكه گناهى كنيد كه به واسطه آن عذابتان كنم.( علم اليقين ، مقصد4 ، باب 15، فصل 1، ص 1032)

در اين حديث كمر شكن درست تصور و تدبر كن ، آيا اگر احتمال صحت هم بدهى ، نبايد مثل ديوانه ها سر به بيابان بگذارى ؟ ما را چه شده است كه اين قدر در خواب غفلت و جهالتيم ؟ آيا مثل رسول الله و جبرئيل ملكى بر ما نازل شده و ما را از عذاب خدا ايمن كرده ؟ با اينكه رسول خدا و اولياء او تا آخر عُمر هم از ترس خدا قرار و خواب و خوراك نداشتند. و از ترس او غَش مى كردند. على بن الحسين (ع)، امام معصوم ، گريه ها و زاريهايش و مناجات و عجز و ناله هايش دل را پاره پاره مى كند. ما را چه شده كه هيچ حيا نكرده در محضر ربوبيت اين قدر هتك حرمات و نواميس الهى را مى كنيم ؟

   اى واى بر ما و بر غفلت ما!

   اى واى بر ما و بر شدت سكرات موت ما!

   اى واى بر حال ما در برزخ و سختيهاى آن ، و در قيامت و ظلمتهاى آن !

  اى واى بر حال ما در جهنم و عذاب و عقاب !.

  (شرح چهل حديث امام خميني(ره)- حديث اول(در جهاد با نفس))

  همه اينها گوشه كوچكي از عذابهاي جهنم است ، امام علی (ع) در دعای کمیل می فرمایند : (يا اِلـهى وَسَيِّدِي وَمَوْلايَ وَرَبّي صَبَرْتُ عَلى عَذابِكَ فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَلى فِراقِكَ، وَهَبْني (يا اِلـهي) صَبَرْتُ عَلى حَرِّ نارِكَ فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ اِلى كَرامَتِكَ : كه اى معبود ،آقا  و مولا و پروردگارم گيرم  بر عذاب تو صبر كنم امّا چگونه دوری تو را طاقت آورم .

  و ای معبود من گيرم حرارت آتشت را تحمل کنم اما چگونه چشم پوشیدن از بزرگواریت را بر خود هموار سازم) یعنی دوری از نظر لطف و رحمت خدا از آتش جهنم که قبلا توضیح داده شد سخت تر است.

 آتش ، حرارت ، تشنگی ، عذابهای سخت و ... و از همه مهمتر خشم خدا نسبت به جهنمیان .

 

و از بهشت ، گذشته از نظر لطف و عنایت خدا و مثال های قرآن در باره درختان میوه و رودهای جاری و ... همین بس که اگر تمام خوبیهای دنیا را جمع کنی به یک تار موی حور العین(خدمتکاران بهشت) نمی رسد .

 امام علی (علیه السلام) در این زمینه می فرمایند: اگر تمام نعمت های دنیا جمع بشود در برابر بهشت ناچیز است و اگر تمام بلاها و گرفتاریهای دنیا جمع بشود در مقابل جهنم ناچیز است.

حال خوب بیندیشیم که به کجا می خواهیم برویم ، بهشت یا جهنم.

  حال اینکه چیز هایی که درباره بهشت گفته می شود مثالهایی است دنیایی که ما درک کنیم و گرنه نعمتهاي بهشت چیزهاي دیگری است که در مخیله ما هم نمی گنجد (مثل اینکه شما کودکتان را می خواهید برای واکسن زدن ببرید ولی او نمی داند واکسن چیست و چه خوبیهایی برایش دارد ، شما مجبور می شوید به او بگوييد که اگر بیایی برایت مثلا پفک یا لیسک می خرم  این پفک و لیسک همان نعمت هایی است که خدا مثال می زند (حوریه یا درختان پر میوه و آبهای روان از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر و یا قصر ها و ...) و حال آنکه نعمت اصلی بهشت نظر لطف و محبت خدا نسبت به بندگانش می باشد.)

   اگر راهمان را انتخاب کردیم و تصمیم گرفتیم به بهشت برویم و هدف ما اینست ، باید بدانیم که چه باید بکنیم و چطور می شود به بهشت رفت.

    (بهشت را به بها می دهند نه به بهانه)

   باید خودمان را برای رفتن به بهشت پاك كنيم (تصور کنید شخص محترمی شما را به مهمانی دعوت کرده باشد ، اما شما لباسهایتان به شدت کثیف باشد (مثلا گِل و لاي لجن به لباس شما پاشیده شده باشد) آیا حتی اگر آن شخص از روی لطف و محبت شما را به داخل منزل دعوت کند ، شما وارد می شوید؟! یا عذر می خواهید تا لباسهایتان را تعویض و بدنتان را بشوئید! ( در قیامت اگر خدا هم به جهنمیان اجازه ورود به بهشت بدهد خود آنان می فهمند با این گناهان نمی شود با این کوله بار نمی شود وارد شد و خودشان برای پاک کردن خود به جهنم وارد می شوند (جهنم هم پاک کننده است ولی در مرحله ای که دیگر راههای ساده تر  مثل توبه و بازگشت در دنیا نتیجه ندهد.)

  (در قدیم هم وقتی کسی جراحتی داشت که با دوا و درمان بهبود حاصل نمی شد با آتش درمانش می کردند (نقره داغش مي كردند) (چیزی را داغ می کردند و بر روی زخم می گذاشتند ، درست است که درد فراوانی متحمل می شد اما از مرگ نجات پیدا می کرد.))

دو شنبه 22 اسفند 1398برچسب:قضا و قدر , سنت های خدا, :: 17:5 ::  نويسنده : معبری به سمت خدا

انتخاب راه

  باید تصمیم بگیریم و راهی را بسوی خدا شروع کنیم و تقوا پیشه کنیم که خدا فقط اعمال متقین را قبول می کند(إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِين)(مائده27) و این تصمیم بسیار مهم است و عامل قبولی اعمال ماست.

   کار هم خيلي سخت نیست.(آيت الله بهجت (ره) (كه به گفته علما ثروتمندترين مرد از لحاظ معنوي بودند.) مي فرمودند: من براي رسيدن به اين مقامات فقط چند سالي سختي كشيده ام).

   (وَ مَا الْحَيَوةُ الدُّنْيَا إِلا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الاَخِرَةُ خَيرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُون )(انعام32)( زندگى دنيا، چيزى جز بازى و سرگرمى نيست! و سراى آخرت، براى آنها كه پرهيزگارند، بهتر است! آيا نمى ‏انديشيد؟! )

   خدا یک بازی مار و پله طراحی کرده است (بازی مار و پله 100 خانه دارد و کسی برنده این بازی است که بتواند در خانه ها به سمت بالا حرکت کند از نردبانها بالا رود و ماری نیشش نزند و خود را سریع به خانه 100 برساند.) خدا ما را در خانه 50 قرار داده است و می دانیم که باید در سمت خانه 100 حرکت کنیم تا جایزه بگیریم.

    (بازی مار و پله قوانینی دارد که باید بدانیم:

  - فقط کسی می تواند وارد بازی شود که با انداختن مهره مخصوص بازی یک شش بیاورد (و خدا یک شش به ما داده و ما را وارد بازی کرده است ( آمدن ما به دنیا خود نعمتی بزرگ است که باید قدرش را بدانیم فرض کنید هم اکنون به شما بگویند که برای دیدار با مقام معظم رهبری و یا دیدار با امام زمان (عج) انتخاب شده اید و ایشان منتظر شماست چه حالی به شما دست می دهد آیا سعی نمی کنید بهترین حرفها را به ایشان بگویید و حتی کمترین بی ادبی را در حضور ایشان مرتکب نشوید و ...

حال اینکه ما را خدا دعوت و انتخاب کرده که بدنیا بیاییم.

  ما نبودیم و تقاضای نبود                               لطف ناخواسته ما را در ربود (مولانا)

- هنگام آمیزش زن و مرد برای تولید نسل میلیون ها اسپرم از بدن مرد وارد بدن زن شده تا فقط با یک تخمک موجود در بدن زن تولید سلول تخم نمایند و سلول ابتدایی جنین تولید شود ولی فقط یک اسپرم موفق به این کار خواهد شد و بقیه نابود می شوند در همین ابتدا باید بدانید که خدا شما را از بین میلیونها نفر انتخاب کرده و دست روی شما گذاشته است و گفته: شما عزیزم ، شما بیایید به دنیا)

  - با انجام هر کار خوب شما یک خانه به جلو حرکت می کنید ولی بعضی کار های خوب نردبان هستند ( مثلا روزه گرفتن در بعضی از روزهای خاص که ثواب هفتاد سال عبادت را دارند و یا عبادت در شب قدر که ثواب هزار ماه را دارد و یا نماز شب خواندن و ... ( هر چه ثوابش بیشتر باشد ، نردبان بزرگتری است)) و می توانند در پیشرفت ما و سریع رسیدن ما به خانه های بالاتر بسیار مؤثر باشند.

- بعضی از کار ها باعث اُفت ما می شوند و ما را به خانه های پایین بازی می برند بعبارتی مار دارند(مثل خوردن مال یتیم و یا بدرفتاری با پدر و مادر و غیبت و ....(اعمالی که خداوند برای مرتکبین آنها وعده عذاب کرده است) و هر چه گناه بزرگتری باشد مار بزرگتری است و سقوط بیشتری را باعث می شود

   - از سمت 50 به سمت صفر مار ها زیادترند و از سمت 50 به بالا نردبانها بیشترند ( یعنی اگر در مسیر خوبیها حرکت کنیم خدا هم نردبانهای بیشتری جلو پای ما قرار می دهد بعبارتی توفیق انجام کارهای خیر بیشتری به ما داده می شود.

  و اگر در مسیر مخالف حرکت کنیم هر روز در فساد بیشتری غرق شده و امید به برگشت کمتر می شود و شیطان مار های بیشتری در مسیر ما قرار می دهد تا ما را به پایین ترین خانه ها برساند.(سنت استدراج)

 

 

( وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِئَايَتِنَا سنَستَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْث لا يَعْلَمُونَ*وَ أُمْلى لَهُمْ إِنَّ كَيْدِى مَتِينٌ(اعراف182 و 183)( آنها كه آيات ما را تكذيب كردند، به تدريج از جائى كه نمي ‏دانند، گرفتار مجازاتشان خواهيم كرد. و به آنها مهلت مى ‏دهم [تا مجازاتشان دردناكتر باشد]؛ زيرا طرح و نقشه من، قوى [و حساب شده] است. [و هيچ كس را قدرت فرار از آن نيست.])

   - خدا این بازی را طراحی کرده و  بما اجازه بازی داده است (ما را آفریده ، راه را بما نشان داده و نیروی حرکت هم داده )(قضا و قدر الهی و سنت هاي خدا قوانین این بازی است) ولی اختیار هم بما داده که به هر سمت که خواستیم حرکت کنیم.)( إِنَّا هَدَيْنَهُ السبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً ؛ ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد [و پذيرا گردد] يا ناسپاس) (انسان 3).

  حال که قوانین این بازی را دانستیم ، خوب می فهمیم که کسی در این بازی برنده است که زرنگی کرده و از هر نردبانی برای رسیدن به منزل نهايي استفاده کند(از هر كار خيري كه ثواب بيشتري دارد) و قبل از تمام شدن زمان بازی ، خود را به پایان راه برساند (مثل سلمان که پیامبر(ص)در باره ایشان می فرمودند: همه مشتاق بهشتند و بهشت مشتاق سلمان است).

وقت باقیمانده را غنیمت شمار

  وقت بسیار کم است و فرصت چندانی نداریم پس اگر هم اکنون شروع نکنیم شاید فردا خیلی دیر شده باشد هر چند که ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است ، ولی کسی از عمر و از مرگ و زندگی خود خبر ندارد.

( پیامبر خدا (ص) می فرمودند : من وقتی پایم را بلند می کنم نمی دانم تا هنگامی که آنرا بر زمین می گذارم زنده ام یا نه).

   اصلا مگر ما چند سال زنده ایم 50 سال ،60 سال ،70 سال ، چند سال ....؟ حال آنکه نصف آنرا در خواب بسر می بریم و 15 تا 20 سال اول زندگی هم که به کودکی می گذرد. پس چند سال می ماند برای خودسازی ( و باید خودمان را برای راه و مسیر بسیار طولانی آماده کنیم ، برای ابد!)

  خداوند چوب کبریتی روشن به ما داده و از ما خواسته تا با آن فانوسی را روشن کنیم ، چوب کبریت جسم ما و آتش آن ، عمر ما و فانوس ، روح ماست.

  اگر فانوس را روشن کنیم راه را پیدا کرده ایم و برای همیشه نور خواهیم داشت ، هم در دنیا ، هم در خانه قبر و هم در قیامت و آخرت.

  ولی اگر فانوس را روشن نکنیم ، کبریت به سرعت سوخته و خاموش می شود و برای همیشه در ظلمت فرو می رویم (بعضی در همین دنیا در ظلمت فرو رفته اند و این در چهره هایشان پیداست که يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ)(الرحمن 41)

  قبرشان هم تاریک است و در قیامت هم نوری ندارند

(يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ اِلَي الظُّلُماتِ اُولئِكَ اَصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ) (بقره 257)

 

   پس کار امروز را فردا میانداز و بدان که از دست دادن فرصت ها باعث غم و غصه می شود.(إضَاعَةُ الفُرصَۀِ غُصَّةٌ)(نهج البلاغه کلمات قصار118) و بدان که راهی جز بازگشت به سوی خدا نداریم.

دو شنبه 22 اسفند 1398برچسب:مبارزه با شیطان, :: 17:2 ::  نويسنده : معبری به سمت خدا

 

چگونه با شيطان مبارزه کنیم

    بعضي مي گويند ما مي خواهيم خوب باشيم ولي شيطان نمي گذارد.با شيطان چكار كنيم و چه كنيم كه شيطان ما را گمراه نكند.

   ابتدا كمي درباره شيطان بدانيم ، شيطان از مخلوقات قبل از آفرينش آدم (س) است كه از جنيان مي باشد و بخاطر عبادت فراواني كه كرده بود در جمع فرشتگان الهي بود.

   ( شيطان از اهل عشق نبود تا با امري خلاف عقل خويش مواجه شد ، گردن از طاعت معبود پيچيد و حكم عقل گرايي خويش را گردن نهاد)

   هواي نفس شيطان او را فريفت و بخاطر غرور، از درگاه الهي رانده شد .(هنگامي كه خدا آدم را آفريد و از روح خود در آن دميد ، به فرشتگان (و شيطان كه در بين آنها بود) دستور داد كه به او سجده كنند(براي احترام نه از باب عبادت ، چرا كه عبادت مختص خداست)

    همه سجده كردند بجر شيطان كه تكبر ورزيد(فَإِذَا سوَّيْتُهُ وَ نَفَخْت فِيهِ مِن رُّوحِى فَقَعُوا لَهُ سجِدِينَ)(ص72) ، ( وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلَئكَةِ اسجُدُوا لاَدَمَ فَسجَدُوا إِلا إِبْلِيس أَبى وَ استَكْبرَ وَ كانَ مِنَ الْكَفِرِينَ)(بقره34) و گفت من سجده نمي كنم من از آتش آفريده شده ام و او از خاك، من از او برترم پس سجده نمي كنم.( قَالَ أَنَا خَيرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنى مِن نَّارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طِينٍ)(ص76)

   خدا فرمود سجده نمي كني؟ شيطان گفت نه ! خدا فرمود به جهنم!!! (يعني برو به جهنم)

   (قَالَ فَاخْرُجْ مِنهَا فَإِنَّك رَجِيمٌ*وَ إِنَّ عَلَيْك لَعْنَتى إِلى يَوْمِ الدِّينِ)(ص 77 و 78)

   شيطان گفت كارهاي خوبي كه كرده ام چه مي شود ! مزد عبادت هايي كه كرده ام را بده! خدا فرمود چه مي خواهي ، گفت : مي خواهم تا روز قيامت من هم زنده باشم و به او تا وقت معيني مهلت داده شد ( بعضي آن وقت معين را هنگام ظهور امام زمان (عج) مي دانند).( قَالَ رَب فَأَنظِرْنى إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ*قَالَ فَإِنَّك مِنَ الْمُنظرِينَ*إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم)(ص79-81)

   شيطان رو به خدا كرد و گفت : به عزتت قسم تمام بندگان تو را بجز مخلصين آنها گمراه مي كنم .( «مخلصين «عبارتند از كسانى كه خداى تعالى آنان را براى خود خالص كرده و ديگر هيچ كس در آنان نصيبى ندارد، در نتيجه ابليس هم در آنان نصيبى ندارد )( قَالَ فَبِعِزَّتِك لاُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ*إِلا عِبَادَك مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ*قَالَ فَالحَْقُّ وَ الحَْقَّ أَقُولُ*لاَمْلاَنَّ جَهَنَّمَ مِنك وَ مِمَّن تَبِعَك مِنهُمْ أَجْمَعِينَ )(ص 82-85 )، خدا هم وعده جهنم را به شيطان و پيروان او داد.( قَالَ اذْهَب فَمَن تَبِعَك مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكمْ جَزَاءً مَّوْفُوراً)(اسراء63)

 چند نكته مهم:

 1.   اولين دشمن قسم خورده انسان شيطان است كه قسم خورده تمام بندگان خدا (بجز مخلصين ) را گمراه كند و شوخي هم ندارد تا انسان را به آتش جهنم نكشاند دست بردار نيست.از كم شروع مي كند ولي به كم قانع نيست!

 2.   شيطان گفت: (همه بندگان تو را گمراه مي كنم بجز بندگان مخلص تو) بنده مخلص كسي است كه تمام كارهايش و عباداتش را براي خدا انجام دهد. يعني اگر شيطان مي تواند ما را گول بزند براي اينست كه اعمال ما براي خدا نيست و در آن ريا و ... وجود دارد. پس قدم اصلي براي اينكه از شر شيطان رها شويم اينست كه اعمالمان را براي خدا خالص كنيم.(خالص كردن اعمال براي خدا بركات زياد ديگري نيز براي ما خواهد داشت . پيامبر اكرم مي فرمايند: هر كس كه چهل روز اعمالش را براي خدا خالص گرداند خدا درهاي حكمت را از دلش بر زبانش جاري مي كند.) و ...

 3.   شيطان بخاطر عبادت هاي بيشمارش به آن مقام رفيع رسيده بود اما يك نافرماني باعث سقوط او شد.(هيچ گناهي را  كوچك نشمار شايد گناهي باشد كه خدا آنرا نمي بخشد.) و از ماجراي شيطان درس بگيريم و هوشيار شويم كه هميشه بايد مراقب باشيم و از خدا بخواهيم حتي براي لحظه اي ما را به حال خود واگذار نكند.( يك لحظه غفلت برسيساي عابد او را به جهنم برد، (( برسيساي عابد فردي بود كه بخاطر عبادتهاي بسيارش مستجاب الدعوه شده بود (يعني هر دعايي مي كرد مستجاب مي شد.) و مردم بيمارانشان را براي شفا پيشش مي آوردند و او دعا مي كرد و شفا مي گرفتند.

  روزي پسران حاكم خواهرشان را كه فلج بود براي شفا گرفتن پيش او آوردند،

 از او خواستند كه برايش دعا كند ، او ابتدا امتناع كرد ولي با اصرار زياد برادران ، قبول كرد و گفت : او را بگذاريد و برويد من سَحر برايش دعا مي كنم صبح بياييد دنبالش و ببريدش.

 سَحر براي آن دختر هم دعا كرد و خدا او را شفا داد ، شيطان آن دختر را در نظر برسيسا جلوه داد و برسيسا با آن دختر زنا كرد ، شيطان پيش برسيسا آمد و به او گفت : اين دختر را بكش تا كسي از گناه تو چيزي متوجه نشود ، برسيسا هم آن دختر را كشت و او را در زير فرشي كه بر آن مي نشست دفن كرد .

 پسران حاكم براي بردن خواهرشان آمدند ، برسيسا گفت : من برايش دعا كردم و او شفا گرفت و رفت و من از او خبري ندارم ، شيطان پيش پسران حاكم آمد و قضيه زنا و قتل را براي آنها گفت  و بعد محل دفن او را به آنها نشان داد و گفت آنجا را بِكَنيد تا ادعاي من برايتان ثابت شود .

 پسران حاكم جنازه را يافتند و برسيسا را براي اعدام بردند ، وقتي طناب دار را به گردنش انداختند ، دوباره شيطان پيش برسيسا آمد و گفت هم اكنون هيچ كس بجز من نمي تواند تو را نجات دهد ، اگر مي خواهي من نجاتت دهم با اشاره بگو كه خدا را قبول نداري ، و او نيز اينكار را كرد و شيطان كه توانسته بود عابدي مستجاب الدعوه را به كفر بكشاند خنديد و رفت و برسيسا اعدام شد .))

   4.   شيطان مانند واكسن مي ماند (واكسن ، ميكروب و يا زهر ضعيف شده اي است كه به بدن تزريق مي كنند و بدن براي نابودي آن تلاش مي كند و پادزهري مي سازد و وجود همين پادزهر مي تواند باعث ايمني بدن در مقابل بيماريها شود.) شيطان نيز زهر ضعيف شده است (إِنَّ كَيْدَ الشيْطنِ كانَ ضعِيفاً) (نساء76)، شيطان كسي را به انجام كاري مجبور نمي كند(إِنَّ عِبَادِى لَيْس لَك عَلَيْهِمْ سلْطنٌ وَ كَفَى بِرَبِّك وَكيلاً)(اسرا 65 ) ، فقط پيشنهاد و وسوسه مي كند. ما نبايد به وسوسه هاي شيطان عمل كنيم.

 5.   خدا براي نجات آدم به او كلماتي را آموخت كه حضرت آدم با گفتن آنها توبه اش در درگاه الهي پذيرفته شد( فَتَلَقَّى ءَادَمُ مِن رَّبِّهِ كلِمَتٍ فَتَاب عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّاب الرَّحِيمُ) (بقره37). اين كلمات اسامي ائمه اطهار (عليه السلام) مي باشند كه نشان از عظمت اين اسما دارد ( يا حَميدَ بِحَقِّ مُحَمَد(صَلَي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم) ، يا عاليَ بِحَقِّ عَلي(عَلَيهِ السَّلام)  ،  يا فاطِرَ السَّماواتِ بِحَقِّ فاطِمَهَ(سَلامُ اللهِ عَلَيها)  ،  يا مُحسِنَ بِحَقِّ الحَسَن(عَلَيهِ السَّلام) وَ  يا قَديمِ الاِحسانِ بِحَقِّ الحُسَين(عَلَيهِ السَلام))

 6.   شيطان روانشناسي بسيار قابل است و براي منحرف كردن هر كس از راهي وارد مي شود و آنقدر ظريف و دقيق عمل مي كند كه حتي كساني كه درجات بالايي از عرفان دارند را نيز گول مي زند ( در ماجراي حضرت آدم آنقدر ريز و دقيق و روانشناسانه عمل كرد كه آدم و حوا گول خوردند.

  ((شيطان به آدم و حوا گفت من از شما تجربه ام در اينجا بيشتر است ، و وانمود كرد كه هر كس از اين ميوه بخورد فرشته مي شود،

  و خدا مي خواسته كه آدم خلق كند (إِنى جَاعِلٌ فى الاَرْضِ خَلِيفَةً)(بقره30) كه تو را از خوردن آن منع كرد و اگر تو از آن ميوه بخوري و فرشته شوي خدا كسي ديگري را براي آدم بودن خلق خواهد كرد! و مگر فرشته شدن عيبي دارد و حال آنكه تو بسيار مقربي و فرشته اي چون جبرئيل ، ميكائيل و اسرافيل و ... خواهي شد  و آدم (سلام الله) هم كه فرشته ها را ديده بود كه سراسر نور و عقلند ، پس ترفند روانشناسانه شيطان اثر كرد و از آن ميوه خوردند و عيبهاي آنان معلوم شد و عورتهايشان نمايان گشت و لذا از بهشت به زمين نزول كردند ، پس مراقب ترفندهاي زيركانه شيطان باشيم.

 (ضمناً دستور خدا ارشادي بوده نه مولوي و بهشت نيز دار تكليف نيست و آدم گناهي مرتكب نشده و رفتارشان فقط ترك اولي محسوب مي شود.)

 7.   شيطان سگ در خانه خداست ، سگ خانه به كساني حمله مي كند و به كساني پارس مي كند كه با آن خانه نا آشنا باشند ، پس اگر با عبادت آشناي خانه خدا شويم از دست شيطان هم كاري بر نمي آيد ، كه خدا حافظ ما خواهد بود (فَاللَّهُ خَيرٌ حَفِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّحِمِين)(يوسف64).

دو شنبه 22 اسفند 1398برچسب:شناخت در مورد خدا, :: 17:1 ::  نويسنده : معبری به سمت خدا

شناخت خــدا

  براي شناخت دقيق تر خدا بايد به چند نكته توجه كنيم :

   خدا را چگونه مي بينيم و چه تصوري نسبت به او داريم ، خداوند چگونه به محض اراده كردن به خلق چيزي آنرا خلق مي كند ، چگونه خداوند از رگ گردن به ما نزديك تر است (نحْنُ أَقْرَب إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ )(ق 16) و ما نميبنيمش ، بعضي چگونه خدا را مي بينند كه مي گويند به هر كجا كه نگاه مي كنند او را مي بينيم (به دريا بنگرم دريا تو بينم به صحرا بنگرم ...  )

  خداوند براي اينكه شما به قدرت خلقت او پي ببريد و معني .(إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشىْءٍ إِذَا أَرَدْنَهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ) (نحل40) ((وقتى چيزى را اراده مى‏ كنيم، فقط به آن مى ‏گوييم: (موجود باش!) بلافاصله موجود مى ‏شود)) را درك كنيم قدرتي به ما داده بنام قدرت خيال 

   شما مي توانيد به محض اراده ، شيئي را در خيال خودتان خلق كنيد.

   اكنون شما در ذهتتان آدمي را خلق كنيد با تمام جزئيات ،

  حال فرض كنيد آن آدم خيالتان خود شماييد و شما خدا هستيد.

   - به آدم خيال خود هر چه دوست داريد بدهيد (ميليارد ها تومان پول ، چندين ماشين آخرين سيستم ، خانه و ....)مي بينيد كه هيچ چيزي از شما كم نشد ، پس خسيس بودن معني ندارد.

   - شما در تمام اركان خيالتان وجود داريد بعبارتي آن آدم از ذهن شما خلق شده و جزئي از آن است ، پس شما به آن آدم خيالتان بسيار نزديكيد حتي از خودش نزديكتر.

   هنوز فكري در سرش نيامده و كاري نكرده ابتدا شما متوجه مي شويد و چيز هايي را در باره او مي دانيد كه خودش هم نمي داند و بايد بگوييم كه آن آدم جزئي از شماست و شما در تمام اركان بدن او وجود داريد.

   - اين آدمي كه شما در ذهنتان خلق كرده ايد تا هنگامي وجود دارد كه شما به او فكر كنيد (بعبارتي تا هنگامي كه از شما فيض هستي را دريافت كند .) و همين كه به او فكر نكنيد حتي براي لحظه اي او از بين خواهد رفت پس براي وجود داشتن بايد مدام اين فيض را دريافت كرد.

- يك ژاكت را تصور كنيد ، اين ژاكت از چه چيزي ساخته شده ؟ بعضي مي گويند از يقه ، آستين ، جيب و ... ولي بعضي عمقي تر مي نگرند و مي گويند از نخ ساخته شده است.

 اگر نخ را از ژاكت بگيريم از ژاكت چه چيزي باقي مي ماند ؟ يقه ، آستين ، رنگ ، مدل  و ...

   مي بينيد كه هيچ چيزي باقي نمي ماند و انسان هم منهاي خداوند مي شود هيچ (نمي ميرد) بلكه از بين مي رود.

- (لذا بعضي كه اينگونه جهان بيني اي دارند مي گويند: به در يا بنگرم دريا تو بينم به صحرا بنگرم صحرا تو بينم به هر جا بنگرم كوه و در و دشت ، نشان از قامت رعنا تو بينم)

   - اين مخلوق شما هر فكري بخواهد بكند و هر كاري بخواهد انجام دهد ، ابتدا شما متوجه مي شويد و شما بايد نيروي آن كار را به او بدهيد (هم نامه نا نوشته داني  هم ...)(لا حَولُ وَ لا قُوَۀَ اِلا بِا الله العَليِ العَظيم).

دو شنبه 22 اسفند 1398برچسب:رسیدن به کمال مطلوب, :: 17:0 ::  نويسنده : معبری به سمت خدا

رسیدن به کمال

 

هر چیزی در دنیا باید به کمال برسد یک قطعه آهن اگر به کمال برسد در کوره گداخته شده و به فولاد تبدیل شده و از آن شمشیری بران می سازند و برایش غلافی زیبا تهیه می کنند و همیشه همراه جنگ آوری است و در جنگ ها بر فراز سر ها در حرکت است.

  همین قطعه آهن اگر به کمال خود نرسد در گوشه ای افتاده زنگ می زند و یا بدست آهنگری نعلی شده و در کف پای چهارپایی نصب می گردد.

   اگر يك اسب به كمال خود برسد تيمارش مي كنند ، جاي مناسبي برايش در نظر مي گيرند ، زين زيبايي برايش مي سازند، جنگ آوري سوارش مي شود و ...

   اگر همين اسب به كمال خود نرسد گاري بهش مي بندند و بايد آنرا بكشد و زن الاغ مي شود.

   اگر انسان هم به کمال خود برسد از فرشتگان هم مقامش بالاتر می رود (پیامبر در شب معراج به جایی رسید که جبرئیل (فرشته مقرب درگاه الهی ) دیگر تاب رفتن نداشت (ثمَّ دَنَا فَتَدَلى * فَكانَ قَاب قَوْسينِ أَوْ أَدْنى )(نجم 9)و به پيامبر می گوید شما بروید که اگر من نزدیکتر بیایم تمام پر و بالم خواهد سوخت).

   و اگر انسان به کمال خود نرسد به تعبیر قرآن از چهارپایان هم پست تر می شود (اُولئِكَ كَالْاَنْعامِ ( و برای اینکه به چهارپایان بر نخورد می گوید بَلْ هُمْ اَضَلُّ)( اعراف 179) یعنی دور از جناب الاغ ، از آن هم پایین تر .)

   (فرشتگان عقل دارند و شهوت ندارند و حیوانات شهوت دارند و از عقل بهره ای نبرده اند ولی انسان هم عقل دارد و هم شهوت و اگر عقلش بر شهوتش غلبه پیدا کند از ملائک بالاتر می رود و اگر شهوتش بر عقلش غلبه پیدا کند از حیوانات هم پست تر می شود.)

   ما مانند كرم ابريشم بدور خود تارهايي از گناه بافته ايم كه اين تارها قدرت حركت و اوج گرفتن ما را گرفته است اگر موفق شويم كه اين تارها را از دور خود دور كنيم و بتوانيم آنها را پاره كنيم مانند پروانه اي زيبا مي توانيم پرواز كنيم و روي گلهاي زيبا بنشينيم و لذت زندگي را درك كنيم .(قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا*وَ قَدْ خَاب مَن دَساهَا)(شمس9 و10) ( هر كس جان خود را از گناه پاك سازد رستگار مى شود و هر كس آلوده اش سازد زيانكار خواهد گشت).

   پس اي عزيز از هم اكنون و همين امروز از خدا بخواهيم اگر تا كنون كارهايمان را براي او انجام نداده ايم همه كارها را براي رضاي او، و خالص براي او انجام دهيم و خود را از شر گناه پاك كنيم و خود را رها سازيم.

 (إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدْ الله مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ)(زمر2)( ما اين كتاب را بحقّ بر تو نازل كرديم؛ پس خدا را پرستش كن و دين خود را براى او خالص گردان!)

 

سامانه ارتباطی

معبری به سمت خدا

با شماره پیامکی 5000204012349

 

آماده دریافت سوالات ، نظرات و دیدگاههای شما عزیزان و پاسخ به آنهاست

و همچنین 

ربات معبری به سمت خدا

به آدرس

https://telegram.me/maabar_bot

در تلگرام با ارسال مطالب زیبا و مفید

و ارسال مطالب وب به شما کمک می کند

تا برای خودتان معبری به سمت خدا بسازید .

 

 

مقام معظم رهبری :
اگر من امروز رهبر انقلاب نبودم ، رئیس فضای مجازی کشور میشدم
رایانه ها و فضای مجازی و سایبری که الان در اختیار شماست ،اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید میتوانید یک کلمه حرف درست خودتان را به هزاران مستمعی که شما را نمیشناسند برسانید!

این فرصت فوق العاده ایست مبادا این فرصت را ضایع کنید که اگر ضایع شد خداوند متعال از من و شما روز قیامت سوال خواهد کرد

 

شعری بسیار زیبا و پر مفهوم درباره ی مرگ

 ( لطفا تا آخر بخوانید )

خواب بودم، خواب دیدم مرده ام
بی نهایت خسته و افسرده ام

تا میان گور رفتم دل گرفت
قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

روی من خروارها از خاک بود
وای، قبر من چه وحشتناک بود!

بالش زیر سرم از سنگ بود
غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود

هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت
سوره ی حمدی برایم خواند و رفت

خسته بودم هیچ کس یارم نشد
زان میان یک تن خریدارم نشد

نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی
ترس بود و وحشت و دلواپسی

ناله می کردم ولیکن بی جواب
تشنه بودم، در پی یک جرعه آب

آمدند از راه نزدم دو ملک
تیره شد در پیش چشمانم فلک

یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟
دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟

گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود
لرزه بر اندام من افتاده بود!

هر چه کردم سعی تا گویم جواب
سدّ نطقم شد هراس و اضطراب

از سکوتم آن دو گشته خشمگین
رفت بالا گرزهای آتشین

قبر من پر گشته بود از نار و دود
بار دیگر با غضب پرسش نمود:

ای گنه کار سیه دل، بسته پر
نام اربابان خود یک یک ببر

گوئیا لب ها به هم چسبیده بود
گوش گویا نامشان نشنیده بود

نامهای خوبشان از یاد رفت
وای، سعی و زحمتم بر باد رفت

چهره ام از شرم میشد سرخ و زرد
بار دیگر بر سرم فریاد کرد:

در میان عمر خود کن جستجو
کارهای نیک و زشتت را بگو

هر چه می کردم به اعمالم نگاه
کوله بارم بود مملو از گناه

کارهای زشت من بسیار بود
بر زبان آوردنش دشوار بود

چاره ای جز لب فرو بستن نبود
گرز آتش بر سرم آمد فرود

عمق جانم از حرارت آب شد
روحم از فرط الم بی تاب شد

چون ملائک نا امید از من شدند
حرف آخر را چنین با من زدند:

عمر خود را ای جوان کردی تباه
نامه اعمال تو باشد سیاه

ما که ماموران حق داوریم
پس تو را سوی جهنم می بریم

دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود
دست و پایم بسته در زنجیر بود

نا امید از هرکجا و دل فکار
می کشیدندم به خِفّت سوی نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد
از جنان درهای رحمت باز شد

مردی آمد از تبار آسمان
دیگران چون نجم و او چون کهکشان

صورتش خورشید بود و غرق نور
جام چشمانش پر از خمر طهور

لب که نه، سرچشمه ی آب حیات
بین دستش کائنات و ممکنات

چشمهایش زندگانی می سرود
درد را از قلب انسان می زدود

بر سر خود شال سبزی بسته بود
بر دلم مهرش عجب بنشسته بود

کِی به زیبائی او گل می رسید
پیش او یوسف خجالت می کشید

دو ملک سر را به زیر انداختند
بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حیرت داشتند این زمزمه
آمده اینجا حسین فاطمه؟!

صاحب روز قیامت آمده
گوئیا بهر شفاعت آمده

سوی من آمد مرا شرمنده کرد
مهربانانه به رویم خنده کرد

گشتم از خود بی خود از بوی حسین (ع)
من کجا و دیدن روی حسین (ع)

گفت: آزادش کنید این بنده را
خانه آبادش کنید این بنده را

اینکه این جا این چنین تنها شده
کام او با تربت من وا شده

مادرش او را به عشقم زاده است
گریه کرده بعد شیرش داده است

خویش را در سوز عشقم آب کرد
عکس من را بر دل خود قاب کرد

بارها بر من محبت کرده است
سینه اش را وقف هیئت کرده است

سینه چاک آل زهرا بوده است
چای ریز مجلس ما بوده است

اسم من راز و نیازش بوده است
تربتم مهر نمازش بوده است

پرچم من را به دوشش می کشید
پا برهنه در عزایم می دوید

بهر عباسم به تن کرده کفن
روز تاسوعا شده سقای من

اقتدا بر خواهرم زینب نمود
گاه میشد صورتش بهرم کبود

تا به دنیا بود از من دم زده
او غذای روضه ام را هم زده

قلب او از حب ما لبریز بود
پیش چشمش غیر ما ناچیز بود

با ادب در مجلس ما می نشست
قلب او با روضه ی من می شکست

حرمت ما را به دنیا پاس داشت
ارتباطی تنگ با عباس داشت

اشک او با نام من می شد روان
گریه در روضه نمی دادش امان

بارها لعن امیه کرده است
خویش را نذر رقیه کرده است

گریه کرده چون برای اکبرم
با خود او را نزد زهرا (س) می برم

هرچه باشد او برایم بنده است
او بسوزد، صاحبش شرمنده است

در مرامم نیست او تنها شود
باعث خوشحالی اعدا شود

کشته اشکم، شفیع امتم
شیعیان را مُنجِیَم از درد و غم

گرچه در ظاهر گنه کار است و بد
قلب او بوی محبت میدهد

سختی جان کندن و هول جواب
بس بود بهرش به عنوان عقاب

در قیامت عطر و بویش می دهم
پیش مردم آبرویش می دهم

آری آری، هرکه پا بست من است
نامه ی اعمال او دست من است

ناگهان بیدار گردیدم زخواب
از خجالت گشته بودم خیس آب

دارم اربابی به این خوبی ولی
می کنم در طاعت او تنبلی؟!

من که قلبم جایگاه عشق اوست
پس چرا با معصیت گردیده دوست؟

من که گِریَم بهر او شام و پگاه
پس به نامحرم چرا کردم نگاه؟

من که گوشم روضه ی او را شنید
پس چرا شد طالب ساز پلید؟

چشم و گوش و دست و پا و قلب و دل
جملگی از روی مولایم خجل

شیعه بودن کی شود با ادعا؟
ادعا بس کن اگر مردی بیا

پا بنه در وادی عشق و جنون
حبّ دنیا را ز قلبت کن برون

حبّ دنیا معصیت افزون کند
معصیت قلب ولیّ را خون کند

باش در شادی و غم عبد خدا
کن حسابت را ز بی دینان جدا

قلب مولا را مرنجان ای جوان
تا شوی محبوب رب مهربان

سعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکند
غافل از واقعه ی روز حسابت نکند

ای که دم می زنی از عشق حسین بن علی (ع)
آن چنان باش که ارباب جوابت نکند!

رهبر انقلاب، صبح امروز (28/11/94 ) در دیدار مردم آذربایجان شرقی:

 

من لازم می‌دانم از اعماق دل از ملت ایران به خاطر حماسه‌ی ٢٢بهمن امسال تشکر کنم

جشن انقلاب بر شما مبارک باد و مبارک شد الحمدلله.

من از گفتن حقیقت خسته نخواهم شد

آن چیزهایی که احساس کنم باید با ملت در میان بگذارم خواهم گفت

دشمن درصدد است افکار عمومی را از اهداف پلید خود غافل نگه دارد

آنها می‌خواهند در انتخابات اعمال نفوذ کنند

مردم آگاه باشند و در نقطه‌ی مقابل خواست دشمن عمل کنند.

آمریکایی‌ها از اول انقلاب با چند نقطه‌ی اساسی از جمله «شورای نگهبان» مخالف بودند

 نتوانستند بساط شورای نگهبان را جمع کنند، حالا می‌خواهند تصمیمات آن را زیر سؤال ببرند که معنای آن غیرقانونی بودن انتخابات و مجلس و قوانین مجلس است

می‌خواهند کشور را ۴ سال در خلأ قانونی بگذارند.

کسانی که در تخریب شورای نگهبان با دشمن هم‌زبانی می‌کنند ملتفت نیستند؛ من کسی را به خیانت متهم نمی‌کنم

این فقط تخریب شورای نگهبان نیست، تخریب انتخابات و مجلس و ۴ سال قانون‌گذاری است

این را من باید بگویم و افکار عمومی باید بدانند

مجلس ریل‌گذار حرکت دولت است

اگر مجلس دنبال رفاه مردم، عدالت، گشایش اقتصادی، پیشرفت علم و فناوری و عزت و استقلال باشد، ریل‌گذاری به سمت این اهداف خواهد بود

اگر مجلس، مرعوب غرب و  آمریکا باشد، دنبال حاکمیت جریان اشرافی باشد، این، مملکت را بدبخت خواهد کرد.

بيشتر کسانی که در تخریب شورای نگهبان با دشمن هم‌زبانی می‌کنند ملتفت نیستند؛ من کسی را به خیانت متهم نمی‌کنم

این فقط تخریب شورای نگهبان نیست، تخریب انتخابات و مجلس و ۴سال قانون‌گذاری است

این را من باید بگویم و افکار عمومی باید بدانند.

مجلس خبرگان بسیار مهم است

خبرگان در لحظه‌ی لازم رهبر را تعیین می‌کند

اگر اعضای خبرگان، دلبسته‌ی انقلاب و ملت، و آگاه و پایدار در مقابل توطئه‌های دشمن باشند یک‌جور عمل می‌کنند؛ اگر این‌گونه نباشند جور دیگر عمل می‌کنند

لذا دشمن روی خبرگان حساس است

یکی از اهداف مذاکره‌کنندگان که واقعاً زحمت کشیدند و عرق ریختند این بود که با سرمایه‌گذاری خارجی گشایش اقتصادی ایجاد شود

 دو روز قبل مسئول آمریکایی گفت کاری می‌کنیم که کسی جرئت نکند در ایران سرمایه‌گذاری کند/ اینکه بنده ۱۰ بار گفتم نمی‌شود به آمریکا اعتماد کرد، معنایش این است

۲ سال مذاکره، حالا که تمام شد می‌گویند ما نمی‌گذاریم

سیاستمدار آمریکایی اعتراض می‌کند که چرا مردم «مرگ بر آمریکا» می‌گویند

این‌طور عمل می‌کنید؛ این گذشته‌ی شما است؛ این سابقه‌ی شما است

می‌خواهید مردم چه بگویند؟!

بله، در دیدارهای خصوصی لبخند می‌زنند، دست می‌دهند و حرف‌های چرب و نرم می‌زنند؛ این برای دیدارهای دیپلماتیک است و ارزشی ندارد.

حضرت آیت‌ا...خامنه‌ای رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم :

 

حقیقتاً هم شهدای شما، هم خانواده ها، پدران، مادران و فرزندان آنان، حق بزرگی بر گردن همه ی ملت ایران دارند.

این شهدا امتیازاتی دارند:

-        یکی این است که اینها از حریم اهل بیت در عراق و سوریه دفاع کردند و در این راه به شهادت رسیدند...

-        امتیاز دوم این شهدای شما این است که اینها رفتند با دشمنی مبارزه کردند که اگر اینها مبارزه نمی کردند این دشمن می آمد داخل کشور... اگر جلویش گرفته نمی شد ما باید اینجا در کرمانشاه و همدان و بقیه استانها با اینها می جنگیدیم و جلوی اینها را می گرفتیم.

در واقع این شهدای عزیز ما جان خودشان را در راه دفاع از کشور، ملت، دین، انقلاب اسلامی فدا کردند.

-        امتیاز سوم هم این است که اینها در غربت به شهادت رسیدند.

این هم یک امتیاز بزرگی است. این هم پیش خدای متعال فراموش نمی شود.

 

طراحی صلواتی پوستر شهدای مدافع حرم

سفارش در تلگرام                   @Maabar

ایمیل :           Maabar@mailfa.com

 

حکم تقلب در امتحانات براساس فتوای مراجع تقلید

 

بنا بر مسأله 539 رساله دانشجویی همه مراجع تقلید تقلب در امتحانات درسی را حرام می‌دانند.

 

-        سؤال: اگر دانش آموز یا دانشجویی در امتحانات با تقلب نمره قبولی کسب کند و به مرحله ی بالاتر برود و از مزایای آن استفاده کند، حکم استفاده از این مزایا چیست؟

 

*** آیت الله خامنه‌ای: تقلب حرام است، ولی اگر تخصص و مهارت لازم را برای کاری که برای آن استخدام شده دارد و مقررات استخدام رعایت شده، استخدام و دریافت حقوق اشکال ندارد.

*** آیت الله فاضل لنکرانی (ره): مشکل است، شرعاً نمی تواند از این مزایا استفاده کند.

*** آیت الله بهجت: باید جبران کند آن درس را.

***  آیت الله صافی گلپایگانی: تقلب در هر امری جایز نیست.

 

-        تقلب در امتحانات درسی چه حکمی دارد؟

***  آیت الله مکارم شیرازی: در صورتی که در یکی دو ماده ی درسی تقلب کرده باشد، هرچند کار خلاف کرده، ولی مدرک گرفته شده و ادامه ی تحصیل و استخدام با آن مدرک اشکال ندارد.

 

-        دفاتر آیات عظام در پاسخ به این سؤال که، اگر کسی در کنکور تقلب کند و حق کسی را ضایع نماید، چون قبول نمی شد و کس دیگری جایش می آمد، چگونه باید جبران کند و حلالیت بطلبد؟ پاسخ داده اند:

 

*** آیت الله خامنه‌ای: تقلب حرام است و توبه کافی است.

***  آیت الله مکارم شیرازی:باید انصراف دهد تا نفر بعد جایگزین او شود.

 

زمین را بیارایید و ثانیه ها را در عطر شکوفه های عشق بپیچید. هلهله کنید و پای بکوبید که اینک،
یازدهمین فصل کتاب شیعه، با دست های سبز مردی از تبار ملکوت، ورق می خور د.
ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد.

چند حدیث از امام

امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:
جدال مکن که ارزشت مى رود و شوخى مکن که بر تو دلیر شوند.

امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:
هر که به پایین نشستن در مجلس خشنود باشد، پیوسته خدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخیزد.

امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:
«
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» به اسم اعظم خدا، از سیاهى چشم به سفیدىاش نزدیکتر است.

امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:
از جمله تواضع و فروتنى، سلام کردن بر هر کسى است که بر او مىگذرى، و نشستن در پایین مجلس است.

امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:
خنده بیجا از نادانى است.

امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:
خشم و غضب، کلید هر گونه شرّ و بدى است.

امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:
کینه توز ، ناآرامترینِ مردمان است.

امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:
مؤمن براى مؤمن ،برکت و بر کافر، اتمام حجّت است.

امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:
قلب احمق در دهان او و دهان حکیم در قلب اوست.

امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:
دوست نادان، مایه رنج است.

 

اطلاعات و مطالبی کوتاه درباره امام حسین (ع)

 

آیا میدانید: کاروان امام حسین (ع) در 28 رجب سال 60 هجری از مدینه حرکت کرد و سوم شعبان به مکه رسید

 

آیا میدانید: کاروان امام حسین (ع) 2 روز در مدینه ، 4 ماه و 10 روز در مکه ، 23 روز در راه ، 10 روز در کربلا ماند

 

آیا میدانید: کاروان سالار شهیدان 18منزل به منزل طی نمود و در روز دوم ماه محرم سال 61 هجری به سرزمین کربلا رسید

 

آیا میدانید: امام حسین (ع) 11 سال امامت نمود

 

آیا میدانید: امام حسین (ع) 58 سال عمر نمود

 

آیا میدانید: سر مبارک امام حسین بر روی نیزه سوره کهف و آخرین آیه سوره شعرا را میخواند و سیعلم الذین ظلموا.....

 

آیا میدانید: 51 سال بعد از رحلت رسول اکرم (ص) واقعه عاشورا اتفاق افتاد

 

آیا میدانید: شهدای کربلا از اولاد ابیطالب اسم شان در ناحیه مقدسه آمده 17 نفر هستند

 

آیا میدانید: دو نفر از فرزندان امام حسین بنام های علی اکبر و علی اصغر در روز عاشورا شهید شده اند و حضرت رقیه در سوریه شهید شده است

 

آیا میدانید: سه نفر از فرزندان امام حسن مجتبی (ع) بنام های ابوبکر ، عبدالله ، قاسم به شهادت رسیدند

 

آیا میدانید: از فرزندان مسلم ابن عقیل و مادرشان رقیه دختر حضرت علی(ع) بنام های محمد و ابراهیم به شهادت رسیدند

 

آیا میدانید: دونفر از فرزندان حضرت زینب(س) بنام های محمد و عون در روز عاشورا در رکاب دائی شان امام حسین به شهادت رسیدند

 

آیا میدانید: امام حسین به بالین هفت نفر از شهدا پیاده رفتند : مسلم ابن عوسجه حسد واضح رومی جون ( برده بودند) ابوالفضل علی اکبر قاسم

 

آیا میدانید: بعد از شهادت امام حسین (ع) 33 زخم نیزه و 34 ضربه شمشیر غیر از زخم های تیر در بدن مبارک ایشان بوده است

 

آیا میدانید: اولین شهید هاشمی ، علی اکبر بوده است

 

آیا میدانید: اولین شهید غیر هاشمی ، عبدالرحمن ابن عمیر بوده است

 

آیا میدانید: سه نفر از شهدا بنام های حضرت ابوالفضل ، علی اکبر ، عبدالرحمن ابن عمیر بدنشان قطعه قطعه شد

 

آیا میدانید: القاب امام حسین (ع) سیدالشهدا ، ثارالله ، ابا عبدالله بوده است

 

آیا میدانید: همسران امام حسین (ع) ، ام لیلا مادر علی اکبر ، رباب دختر امرالقیس مادر علی اصغر و سکینه ، شهربانو دختر یزدگرد سوم مادر امام سجاد بوده اند

 

آیا میدانید: از فرزندان ام البنین در روز عاشورا به نام های حضرت ابوالفضل 34 سال ، عبدالله 25 سال ، عثمان 21 سال ، جعفر 19 سال شهید شده اند

 

آیا میدانید: حضرت ابوالفضل(ع) دارای همسری بنام لبابه و دو فرزند بنام های عبیدالله و فضل داشت ، یکی از علتهای که نام عباس ابوالفضل بوده به معنی پدر فضل و دیگربه معنی پدر همه خوبی ها ، حضرت ابوالفضل در سن چهارده سالگی لباس پدرش اندازه او بوده است ، علمدار امام حسین بود ، در جنگ صفین هم بعنوان ساقی بوده است ، مشاور نظامی پدر بوده است ، 9 سال در عصر امامت برادرش امام حسن مجتبی ، 11 سال از عمرش در زمان امام حسین (ع) و در زمان شهادت پدرش امام علی (ع) 14 سال بوده است

 

آیا میدانید: در خصوص شهدای غیر هاشمی در کربلا

 

آیا میدانید: عبدالله ابن یقطر این شهید همزاد امام حسین است و مادرش به امام حسین شیرداد و این شهید را رضیع الحسین می خواندند

 

آیا میدانید: ابوشعشا از تیرانداز ماهر کوفه بوده و از سپاه عمر ابن سعد خارج شد و در روز عاشورا 100 تیر به سوی دشمن پرتاب کرد و تنها 5 تیرش به خطا رفت

 

آیا میدانید: ابوثمامه صاعدی مسئول جمع آوری کمک های مالی و اسلحه در کوفه برای مسلم ابن عقیل بوده و اعلان وقت نماز ظهر را به یاد امام حسین آورد

 

آیا میدانید: حجاج ابن مسروق در تمام اوقات نماز موذن امام حسین از مدینه به مکه و ازمکه به کربلا بوده است

 

آیا میدانید: زهیر سنی مذهب بوده و از نیروهای باج گیر کوفه بوده که در روز عاشورا در وقت نماز امام حسین به دعوت امام حسین به کربلا آمد و تمام تیرها را به جان خرید

 

آیا میدانید: عمران کلبی این شهید از قبیله ای بوده که نیمی مسلمان و نیمی دیگر مسیحی بودند او و مادرش به دعوت امام حسین به کربلا آمدند و مسلمان و شهید شد

 

آیا میدانید: نافع ابن هلال راز نگهدار ، قاری قرآن ، کاتب حدیث ، و در وقایع عاشورا مثل خبرنگار همه را مکتوب نمود و درحالیکه زخمی شده بود اسیر شد و به فرمان عمر ابن سعد سرش را از تن جدا نمودند

 

آیا میدانید: واضح رومی این شهید ترک زبان بوده و پیاده می جنگید

 

آیا میدانید: وهب این شهید مادر و همسرش هردو مسیحی بودند و به دعوت امام حسین به کربلا آمدند و مسلمان و شهید شدند

 

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم

کسی که با معصیت و نافرمانی خدا به دنبال کاری باشد
از مطلوب خود دورتر
و به آنچه از آن می ترسیده است
نزدیکتر گردد.

میزان الحکمه، ج 4، ص 1885

جمعه 13 شهريور 1394برچسب:عشق , شهید , شعر زیبا, :: 16:55 ::  نويسنده : معبری به سمت خدا

روزی که شـــود اذا السماء انفطرت
وانگـــه که شود اذا النجوم انکدرت
من دامن تو بگیــــــرم اندر سئلت
گویم صنمـــــــــا بأی ذنب قتلت
عشـــــق تو مرا الست منکم ببعید
هجــــــر تو مرا إنی عذاب لشدید
بر کنج لبــت نوشته یحیی و یمیت
من مات من العشق فقد مات شهید

پنج شنبه 7 مرداد 1394برچسب:نماز شب , مباهات خداوند , آمرزش گناهان, :: 23:21 ::  نويسنده : معبری به سمت خدا

 

رسول خدا (ص) :
هنگامی که بنده از رختخواب (نرم و) لذیذ بر میخیزد در حالی که خواب چشمانش را فراگرفته است، تا با خواندن نماز شب خشنودی خدا را فراهم کند، خداوند به وجود او بر ملائکه مباهات نموده و میفرماید:

آیا نمی بینید که بنده ام از رختخواب لذیذ برای خواندن نمازی که بر او واجب نکرده ام، برخاسته است ؟

گواه باشید که من او را آمرزیدم. 

(وسائل شیعه ج 8 ص 157)

 

 

حرف یه دختر‌چادری که ده هزارلایک تو بیتاک داشته

شما ﺧﺎﻧﻢ ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭙﯽﮐﻪ ﺗﻮ خیابون ﻣﻨﻮ ﭼﭗ ﭼﭗ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ!ﺑﺒﯿﻦ ﻋﺰﯾﺰﻡ

ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﻣﻦ ﮐﻪ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮَﻣﻪ ﻋﻘﻠﻢ ﻧﻤﯿﺮﺳﻪ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﻭ ﺁﺯﺍﺩ ﺗﺮِ!

ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭﻡ ﮐﻮﻟﺮ ﮔﺎﺯﯼ ﺭﻭﺷﻦ ِ...

ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﮔﺮﻣﻪ! ﺍﺻﻦ ﺩﺍﻏﻪ ! ﻻﮎ ِﻗﺮﻣﺰ ﻧﻤﯿﺰﻧﻢ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﺳﺮ ﺩﺭ ﻧﻤﯿﺎﺭﻡ ﻻﮎ ﭼﯽ ﭼﯿﻪ ﻫﺎ!

ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺑﺒﯿﻦ ﻫﺮ ﺭﻧﮕﯽ ﻻﮎ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ ! ﺧﻮﺑﻢ، ﺑﻠﺪﻡ ﺑﺰﻧﻢ

ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ، ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﺎﻧﺘﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﺗَﻨَﻤﻪ ﺯﺷﺘﻪ، ﻧﭻ! ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﭘﻮﻝ ﻣﺎﻧﺘﻮﻣﻮ ﺩﺍﺩﻡ! ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﻧﻤﯿﺑﯿﻨﯿﺶﺣﺎﻻ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻫﯿﭽﯽ..ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﺸﮑﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﮔﺮﻭﻥ ﺷﺪﻩ؟؟

ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺘﺎﺏ ﮐﻨﯽ ﺳﺮ ﻧﮑﺮﺩﻧﺶ ﺑﻪ ﺻﺮﻓﻪ ﺗﺮﻩ

ﺍﮔﻪ ﺷﻤﺎ ﺷﺎﻝ ﻣﯿﺨﺮﯼ ۵ ﺗﻮﻣﻦ٬ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﺎﻝ ﺑﺨﺮﻡn ﺗﻮﻣﻦ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﻭﺣﺮﺍﺭﺕ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﭼﺮﻭﮎ ﻧﺸﻪ!

ﮐﻪ ﺑﺎﻓﺘﺶ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﻟﺒﻪ ﺍﺵ ﺩﺭﺳﺖ ﻭﺍﯾﺴﻪ

ﺑﺒﯿﻦ ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﻭ ﮐﯿﻒ ﻭ ﮐﻔﺶ ﻗﺮﻣﺰﻡُ ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻭﺷﻠﻮﺍﺭ ﺳﻔﯿﺪ ﺳﺖ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﺎ ﻏﺭﻭﺭِ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡﻭ ...

ﺍﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﻦ ﺭﻭﯼ ﺩﻟﻢ ﭘﺎ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﯾﻪ " ﺧﺎﻧﻢ ﭼﺎﺩﺭﯼ" ﺑﺎﺷﻢ ...

ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﭼﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎﺷﻢ

چون بهم ثابت شده ک هرچی تنگتر بپوشم بالاتر نیستم...بلکه کالاترم....چون یادگرفتم جنس ارزون مشتری زیادداره...

 

شماره تلفن های مراجع

بسم الله الرحمن الرحیم

دوست عزیز؛شما می توانید برای اطلاع از نظر مرجع تقلید خود در مسائل شرعی با دفاتر عظام تماس بگیرید...

مقام معظم رهبری در قم:

025-37746666

آیت‌الله سیستانی:

025-37836464

آیت‌الله شبیری زنجانی:

025-37740322

آیت‌الله صافی گلپایگانی:

025-37715511

آیت‌الله مکارم شیرازی:

025-37743110

آیت‌الله وحید خراسانی:

025-37740611

آیت‌الله فاضل لنکرانی:

025-37752752

آیت‌الله بهجت(ره):

025-37743271

آیت‌الله تبریزی(ره):

025-37736464

آیت‌الله مظاهری:

0311-4464691

یه نوجوونی با تغییر در شناسنامش

با هزار فیلم و کلک

خودشو می رسونه به جبهه و خط مقدم

شب عملیات

فرمانده گفت این بچه رو بگین همین جا بمونه

این قدش اندازه اسلحه هم نیست

بیاد اونجا کار دستمون میده

بمونه همین جا و نگهبانی بده از چادرا

حالا این بچه

با ذوق و شوق بسیار زیاد

داشته آماده میشده

که بهش میگن تو باید بمونی

انگار آسمون روی سرش خراب میشه

شروع میکنه به التماس و در خواست و گریه و زاری

که من با هزرا درد سر و سختس تا اینجا اومدم که عملیات شرکت کنم

حالا میگین نمیشه بیای

هر چی گریه می کنه میگن نمیشه

باید همین جا بمونی

دستوره

اینم دلش میشکنه

میره وضو میگیره میره تو چادر

فرمانده که این صحنه رو می بینه

دلش می سوزه و میگه این دلش شکسته الان میره نماز میخونه و ما رو نفرین می کنه

برامون دردسر میشه

امشب

و موفق نمیشیم

برین بگید بیاد

میرن توی چادر دنبالش

میبینن آقا گرفته خوابیده !!؟؟

بیدارش میکنن میگن مگه تو وضو نگرفته که نماز بخونی

میگه چرا

میگن پس چرا خوابیدی ؟؟؟

میگه می خوام حاشو بگیرم !!!؟

میگن حال کیو

میگه حال خدا رو

اون منو تا اینجا اورده و نمیذاره برم

منم وضو می گیرم و نماز نمی خونم

همه می خندن

و میگن بیا

فرمانده اجازه داده که تو هم بیای

اینم با خوشحالی میاد بیرون

و داد میزنه

سلامتیه خدای مهربان صلوات